تبلیغات
کربلا - نزدیک آسمان

کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر...

نزدیک آسمان

 

نوع مطلب: دین و ایمان ،

گفت: خوب شد زنگ زدی فردا عازم بهشتم... کربلا

گفتم: به سلامتی

گفت: تو دوست نداری بری کربلا؟

گفتم:کیه که دوست نداشته باشه

گفت: تا حالا نرفتی؟

گفتم:نه

گفت: پس چرا نمیری

گفتم: کمترین دلیلش مشکل مالیه

گفت:اینا همش حرفه

گفتم: خوب تو رو دوست داشته طلبیده منو دوست نداره نطلبیده

گفت: خوب کاری کن دوستت داشته باشه

گذشت

توی ولگردی های وبگردی

یه اسم اتفاقی به چشمم خورد

دلم رو همراه خودش برد...

راهیان نور بازدید از مناطق عملیاتی جنوب

ساعت حول و حوش 4 است که می رسیم،مسیر طولانی بود، همین که می ایستیم  ما را موجی از انرژی در آغوش می کشد

با اینکه خسته ام نشاطی عجیب در رگهایم می دود از تپه ها بالا می روم و سری هم داخل سوله و نماز خانه می زنم

کمی می گذرد و بچه ها دو دسته می شوند و ذکر همیشگی را می گیرند

چند دقیقه ای که پیاده می رویم پشت خاکریزی دسته ها یکی می شوند خورشید رو به غروب است که سمت راستش را نشان می دهند و می گویند از این سمت که بروید بعد از 40 کیلومتر...کربلاست

شرهانی نیاز به تعریف ندارد...خودش گریه می کند...گریه ات می اندازد

غربت عجیبی دارد، غربتی که تو را در بر می گیرد، غربتی که بخشی از وجود گمشده ات را همراه به خاطرت می آورد

در راه بازگشت تنهایم...آسمان نزدیک است...ماه را لمس می کنم

کمی جلوتر خانواده ای داخل گودالی نشسته اند،شده اند باران،یکیشان حرف می زند و عاشورا می خواند، بقیه با دلشان گریه می کنند، شاید بشود بی دل هم گریه کرد،ولی نمی شود بی دل باران بود

کم کم هوا تاریک می شود، آسمان نزدیک است...

از: اینجا چراغی روشن است