تبلیغات
کربلا - عصر محرومیت

کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر...

عصر محرومیت

 

نوع مطلب: اجتماعی ،دین و ایمان ،

مقدمه: چند جلسه از درس تاریخ بیولوژی مربوط به بحثهای زیست شناسی اجتماعی (Sociobiology) بود. به زبان ساده، زیست شناسی اجتماعی تلاش می کنه تمام رفتار اجتماعی جانداران (مثلا مورچه ها، زنبورها، و انسانها) را بر مبنای فرضیات تکاملی توضیح بده. یعنی اینکه مثلا آدمیزاد فلان رفتار اجتماعی را که داره، هدف زیرین (و البته ناخودآگاه) آن  بقای نسل و انتقال ژن به نسلهای بعدیش هست. مثلا مادر به بچه اش میرسه چون میخواد به بقای ژن خودش کمک کنه.. و خلاصه کلی از این مدل توضیحات و توجیهات واسه انواع و اقسام رفتاریهای انسانی از محبت و نوع دوستی گرفته تا روحیه جنگجویی و دین و شهادت! 

 یکی از مقاله ها در مورد تکامل مشترک (co-evolution) دین و جنگ بود. حرف اصلی مقاله این بود که دین و دینداری جا افتاده چون برای بقای نسل و انتقال ژنها موثر بوده مخصوصا در شرایط جنگ. دین دوام آورده چون در فرآیند تکامل برای بقای نسل مفید بوده. در جنگ، گروهی که اعتقاد دینی داشته، برتری روانی پیدا می کرده و خلاصه جو گیر می شده و همچی می جنگیده که پیروز میشده و میتونسته با موفقیت ژنهاش را از نابودی نجات بده. بنابراین شهادت و رشادت گرچه به ظاهر توجیه دینی داره، اما اصلش فقط واسه انتقال ژن هست . و اینجوریه که دین و جنگ دست در دست هم نسل به نسل منتقل شدن و تکامل پیدا کردن!

***

 گاهی دلم واسه بچه های اینجا می سوزه و فکر می کنم چندان هم تقصیری ندارن که دین و ایمان و خدا را گذاشتن کنار. خیلی از بچه های آمریکایی از بچگی با اینجور توضیحات "علمی" آشنا شدن و همه چی را همینجوری تحلیل می کنن. اینجا "علم" واقعا غالبه و تفکر خیلی از آدما "علمی" ه و همه چی با روابط علی و معلولی مادی توضیح داده میشه. خیلی از بچه های اینجا اصلا نمیدونن "ایمان" یعنی چی، یا مثلا "دینداری" واقعی چه شکلیه... تنها چیزی که از دین و خدا میدونن و طوطی وار همشون هم حفظن جنگهای صلیبی هست و کشیشان فاسد، خرافات و مخالفت با عقل و علم، تفتیش عقاید و محکوم کردن گالیله، دعواهای تاریخی علم و دین، دعوای داروینیسم و طرفداران کله شق نظریه خلقت و ... تنها چیزایی که از اسلام میدونن (البته اگه اصلا چیزی بدونن) هم "جیهاد" (Jihad) هست و القاعده و فاندامنتالیسم و خشونت... دعوای شیعه و سنی و محدودیت زنان... و ..و ... تو ورقه هاشون امکان نداره چند بار حرف از"جهاد" را نبینی. خیلی هاشون هم اصلا نمی فهمن این کلمه یعنی چی...

انقدر از بچگی با مفاهیم ضد دینی بزرگ شدن که غیر عقلانی بودن دین و مخالفت دین با عقل جزو بدیهیات ذهنی شون هست. تمام مفاهیم دینی اعم از ایمان و عمل صالح و خیر خواهی گرفته تا شهادت را هم مادی تحلیل می کنن چون اصلا نمیتونن تحلیل دیگه ای را باور کنن یا حتی درک کنن. مثلا واسشون قابل فهم نیست که یه نفر ممکنه "واقعا" به خاطر خدا بجنگه یا به خاطر برپایی حکم خدا و جدا از نفسانیات دنبال قدرت سیاسی باشه... اینکه قدرت فساد میاره و هرکی بره تو سیاست فاسد میشه واسشون فرض مسلّم ه ... اینکه هر کس هر کاری می کنه حتما یه سری انگیزه های خودخواهانه پشتش هست هم واسشون واضح و روشن... و اینا خیلی دردناکه...    

 چند سال پیش استادی (در ایران) از محرومیت ما از درک عمق خوبیهایی مثل "مهربانی"، "کرامت" و "بخشش" حرف می زد.  می گفت ما اوج مهربانی را که می خوایم مثال بزنیم می گیم رابطه مادر و فرزند. می گفت ما مهربانی معصوم را ندیدیم... ندیدیم رحمت پیامبری را که "رحمه للعالمین" است. می گفت این محرومیت ماست در دوره غیبت که اوج خیلی از خوبیها اصلا واسمون قابل تصور نیست... می گفت اون رحمت ناب و مهربانی خالص را اگه کسی تجربه کنه مگه میتونه در مقابلش مقاومت کنه...

 اینها را یادم نرفته... واقعا هم حسرت آوره که این همه از خوبیها حرف بزنیم ولی واقعا ندونیم مثلا مهربانی و خیرخواهی ناب یعنی چی...اما ما هرچند هم کم تجربه مستقیم کرده باشیم و کمتر نمونه های اعلای صفات انسانی را دیده باشیم اما لااقل زیاد شنیدیم و باور کردن این چیزها واسمون سخت نیست. میدونیم که چه از خود گذشتگی ها و چه رشادتها و چه خوبیهایی ممکنه از آدمها سر بزنه. نه تنها در مورد معصومین شنیدیم، بلکه درباره اولیای الهی و رزمنده ها و ... الحمدلله هنوز هم عمده فرهنگمون یه جوری نشده که بخوایم این چیزا را یکسر با انگیزه های خودخواهانه و مادی صاحبانشون توجیه کنیم... ما هنوز خیلی "سنتی" فکر می کنیم...


باید مواظب این سنتی بودن بود... خیلی هم فکر نمیکنم با صرف "حرف زدن" از خوبیها بشه به کسی ثابت کرد که "بابا! خوب بودن هم ممکنه!"... خیلی وقتا آدمها "نمونه" می خوان...

کپی رایت" النگاز