تبلیغات
کربلا - مسیحیت در ایالات متحده آمریکا

کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر...

مسیحیت در ایالات متحده آمریکا

 

نوع مطلب: دین و ایمان ،

معمولا وقتی صحبت از دین درغرب میشه یه تصور کلی از مسیحی-سکولار بودن به ذهن میاد. اول اینو بگم که اینجا معنای "سکولار" (حداقل بین مردم) با چیزی که ما بهش می گیم "سکولار" یه کم فرق داره. ما به آدم مذهبی که به جدایی دین و سیاست عقیده داره هم می گیم "سکولار" درحالیکه اینجا وقتی میگن فلانی سکولار هست اساسا یعنی طرف اصلا دین نداره و خدا این چیزا را هم قبول نداره. اینکه از سکولارها. اما مسیحیها... در آمریکا چیزی که خیلی نظر را جلب میکنه تنوع بسیار زیاد فرقه های (Denominations) مختلف مسیحیت هست که گروههای متفاوتی از آدمها با باورها و فرهنگهای متنوع ایجاد کرده. تو همین شهر 60 هزار نفری ما با اطرافش نزدیک به 100 تا کلیسا هست وابسته به حدود 25 فرقه مختلف.

صلیب

البته این فرقه فرقه بودن مال پروتستانهاست. کاتولیکها فرقه فرقه نیستند و سیستم یکپارچه ای دارند و هر شهری حتما یه تعداد کلیسای کاتولیک داره. پروتستانها بسیار متنوعند. هر فرقه پروتستان هم معمولا دو ورژن داره یکی بنیادگرا یکی لیبرال، مثلا کلیسای لوتری لیبرال داریم و کلیسای لوتری بنیادگرا یا کلیسای متدیست لیبرال داریم و کلیسای متدیست بنیادگرا. بنیادگراهای هر فرقه یه مجموعه باورهای مشخص در مورد خدا و عیسی (علیه السلام) و انجیل دارند. مثلا میشه گفت که فلان باورها مجموعه اعتقاداتی هست که هر لوتری بنیاد گرا بهش باور داره. ولی در مورد لیبرالها اینجوری نیست. تقریبا هر کی هر کیه و حتی اعضای یه کلیسای لیبرال واحد باورهای مختلفی در مورد خدا و عیسی و انجیل و ... دارند. لیبرالها اساسا انجیل را کتاب آسمانی و کلام الهی نمیدونن بلکه اونو یه کتاب تاریخی میدونن که مثل هر کتاب قدیمی دیگه باید در کانتکست تاریخی اش تفسیر بشه. تفسیر خیلی آزادانه هست و باور هم همینطور. بعضیهاشون عیسی را خدا میدونن بعضیها نه و چیزای دیگه.

جریان لیبرال در پروتستانتیزم از اروپای قرن 19 شروع شد. این جریان آسمانی بودن و ماورایی بودن دین را زیر سوال برد و بعضا دین را صرفا یه پدیده اجتماعی تکامل یافته در طول اعصار در نظر گرفت (گسترش این جریان نتیجه دوران روشنفکری و نیز تاثیر پذیرفته از بسط نظریه تکامل در بیولوژی بود). در اواخر قرن 19، دانشجوهای آمریکایی علوم دینی که برای تحصیل به اروپا مخصوصا آلمان می رفتند و در سیستم آموزشی لیبرال تعلیم می دیدند لیبرالیسم دینی را به آمریکا هم آوردند. با شیوع لیبرالیسم در آمریکا دعواهای بین لیبرالیستها و بنیادگراها شروع شد که یه دوره هایی از اوایل قرن 20 هم خیلی داغ بود و البته به نفع لیبرالها. از نیمه های قرن بیست ظاهرا بنیادگراها دوباره نیرو گرفتن و مردم کمابیش دارن به بنیادگراها رو میارن (اصلا آمار دقیق ندارم!).

این دو گروه همچنان فعالند و در جریانهای اجتماعی کاملا متفاوت عمل می کنند. لیبرالها عموما طرفدار چیزایی مثل حقوق همجنس بازها و سقط جنین و آزادیهای مدنی و ... هستند. بنیادگراها ولی خیلی سنتی و مخالف این جور آزادیها. کلی و برداشت شخصیم را بخوام بگم بنیادگراها واقعا مذهبی اند و پایبند. به کلیسا رفتن و دور هم جمع شدن و بعد روحانی و الهی اینها معتقدند ولی لیبرالها اصلا معلوم نیست با این همه تفسیرها و باورهای آزادانه چی واسشون مونده از دین جز یه معنویت و حس درونی خوب از اون.

مبع: النگاز